نظر دادن آ و گشتن تو وب و خوندن نظرها تصمیم گرفتم که خاطراتم رو از بینن ببرم ....
باز محرم آمد محرم ۱۳۸۸ خیلی جالبه من وقتی آخرین بار سر زده بود محرم دو سه سال پیش بود الان
محرم ۸۸ نمی دونم که چه سری ای ...
نظر دادن آ و گشتن تو وب و خوندن نظرها تصمیم گرفتم که خاطراتم رو از بینن ببرم ....
باز محرم آمد محرم ۱۳۸۸ خیلی جالبه من وقتی آخرین بار سر زده بود محرم دو سه سال پیش بود الان
محرم ۸۸ نمی دونم که چه سری ای ...
فصل فصل امتحانات همه بشینن درس بخونن.
اینم به خاطر شما آق مصطفی و خاله خاتون که هی هی میگید آپ کنم.
آره شب امتحان فیزیک و درس و شب امتحانی و حرف گوش نکن و دیگه چی بگم که هیچی ندارم بگم
آخه بچه نفهم برو درستو بخون اومدی اینجا برای چی راهو اشتباهی اومدی.
هیچی بابا دلم هوای محرم رو کرده بود همین وبس.
نمایشنامه کوتاه: زمان :۱۵ دقیقه
جمعه :۲۲/۲/۱۳۸۵

یک شخص : آی چشام نمی بینه ، بابا آخه اینم شهر شد.قربونش برم هر چی خاک بوده ریخته تو اینجا ، یه زره ام باد که نه ، خیلی بفرسته ببین که چشم چی آدم از جا بلند میشه و پایین می یاد.
]با خود[ بابا اینو ول کن، حرف تو بزن [یکدفعه شروع به گفتن می کند بدون مقدمه] و باد که می آید درها به صدا در می آیند، ابرها درهم می روند ، نوری در ابرها نمایان می شود . درختان شادی خودرا ابراز می کنند گویی ول وله ای در عالم نهاده ، همه از جا بر می کَنند و هر کاری که داشته باشند کار را رها کرده و بی خیالی طی می کنند .
ولی، ولی با یک صدا ابرها خشم خود را ابراز می کنند که چه کار می کنید و همه باز
از جا بر میکنند و درها شدت ضربه زدن را بالا می برند و این باد ابرها را از هم جدا می کند تا آرامی به و جود آورد ،[با لحن آهسته] ولی در عوض خاک را بر پا می کند تا نظام طبیعت باقی بماند، [با لحن عادی]درختان را بگو که آنها را وادار به تعظیم کردن در برابر او می کند و[باکمی ترس] باز درها به صدا در می آیند این نشانه چه میتواند با شد ،
[یک دور می چرخد که حالت خبر کردن را دارد] نشانه خبر کردن است که ای مردم به گوش باشید و مرا فراموش نکنید.[روی زمین به دنبال چیزی به راه می افتدو](تکان دادن یه تکه کاغذ که روی زمین می غلتد نشان از چیست ، کیست که می تواند این تکه کاغذ را بلغزاند، کیست)، کیست که می تواند جرقه ای در آسمان زند و صدایی در پایین شنیده شود (آن تکه کاغذ خود را یه جایی می خواهد برساند که هدفی دارد، آن هدف چیست) ] ایستاده[
[در حدود چند ثانیه ای در جهت عقربه ساعت قرار می گیرد و راه می رود و می گوید]
ثانیه ها ، دقیقه ها ، ساعت ها ، روزها ، هفته ها ، ماهها ، سالها ، قرن ها ، می گذرند و سکوت[مکس کوتاه ] همه جا را فرا می گیرد که این نشانه چیست آیا نشانه عظمت ، قدرت ، شکوه ، بزرگی و...و...و..و.. ، نیست.
شخص : ,[باحالت گرفتگی بغض ] مگه چی گفتم ؟ چرا هست ، هست ، هست....[گریه کردن بدون کنترل صورت می گیردو برای لحظاتی ساکت می شود]
مکان تمرین (اپیزد) : 
عاشق شدن توسعه و گسترش محدوديتها نيست بلکه از بين رفتن بخشی از آن ها به طور موقتی است. ام .اسکات پک
عشقی که منجر به لکنت زبان و من ومن کردن می شود شا يسته است که لقب بهترين عشق رابه خود بگيرد. گابريلا ميسترال - شاعر و نويسنده آمريکای لاتين
عشق بدون حسادت هرگز وجود ندارد. جيمز کلی
اگر تو بخواهی من معصومانه مهربانيم را پرورش می دهم . نه به صورت يک انسان بلکه ابری در لباس انسان. ولاديمير مايا کوفسکی - نويسنده روسی
هلن زيبائيت برای من آرامش بخش است . همانند درخت کهنسال نيس که بر دريايی عط آگين با ملايمت حرکت می کند و مرا با حالتی خسته گرد را ديده و پر سه زنان به ساحل و اصل خويش باز می گرداند. ادگارآلن پو - آمريکايی
من نه تنها دوست دارم عاشق باشم بلکه دوست دارم کسی به من بگويد:دوستت دارم. جورج اليوت - انگليسی
يکی از بهترين ويژگيهای عشق اين است تشخيص قدم بعدی معشوق هنگامی که ازپلکانی بالا ميرود. کولت - فرانسوی
نيرنگ تو برای من مانند شکنجه ای لذيذ است . رالف والدو امرسون-امريکايی
سخت است که لحظه ی شروع عشق را بدانيم آسان تر اين است که بدانيم عشقی شروع شده .. هنری ود زورت لانگ فلو - امريکايی
عشق نيز مانند سرخک هر چه ديرتر به سراغ انسان آيد . شديدتر است. نمايشنامه نويس-انگليسی
ميل و آرزو در انسانها امری ذاتی است . بند يکت اسپينو - هلندی
عشق غيره منتظره و ناگهاتنی به وجود نمی آيد بلکه شما نيز بايد مانند يک اپراتور راديو علائمی بفرستيد. هلن گارلی براون